آدمای گنده
زندگینامه انسانهای بزرگ تاریخ علم
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢۳

کنراد زوسکنراد زوس، بیست و دوم ژوئن ۱۹۱۰م در شهر برلین آلمان به‏دنیا آمد. در طول دوران مدرسه، دانش‏آموز بسیار خلاق و باهوشی بود و سال ۱۹۲۸م از مدرسه فارغ‏التحصیل شد. او در دوران تحصیل ۳ بار رشته تحصیلی‌اش را تغییر داد، چون نمی‌دانست که چه رشته‌ای برای او بهتر است و خودش اظهار می‌داشت بین مهندس شدن و هنرمند شدن مردد مانده است. آثار بسیار زیبای نقاشی که از او باقیمانده، بیانگر استعدادش در زمینه نقاشی است.

کنراد در بعضی از مقاطع تحصیل و زندگی توانست با فروش تابلو‌ها و آثار هنری خود هزینه‌های جاری زندگی‌اش را تأمین کند ولی نهایتاً تصمیم گرفت در رشته مهندسی عمران و شهرسازی ادامه تحصیل دهد. در دوران تحصیل، محاسبات پیچیده و سنگین رشته عمران - که مدت‌ها وقت مهندسین عمران را می‌گرفت - او را به فکر واداشت تا راه‏حل بهتری برای رسیدن به پاسخ آن‌ها پیدا کند.

آنجا که کنراد معتقد بود که این کار باید توسط یک ماشین انجام شود و نه نیروی انسانی، به‏همین دلیل در سال ۱۹۳۴م به‏طور جدی تصمیم گرفت یک ماشین پیشرفته برای انجام محاسبات پیچیده ریاضی بسازد که از ماشین‏حساب‌های آن زمان کارآمد‌تر باشد و با برنامه‌های کامپیوتری نیز به‏خوبی کار کند و به‏عبارتی، بتوان آن را برنامه‏ریزی کرد.

او مبنای اعداد را در کامپیو‌تر خود به‏صورت باینری (صفر و یک) در نظر گرفت و سعی کرد تا یک حافظه (Memory) بسازد که قابلیت آدرس‏دهی و ذخیره کردن مقادیر مختلف دیتا (داده) را داشته باشد. هم‏چنین، برای ماشین خود یک بخش کنترل در نظر گرفت که قادر به کنترل کلیه عملیات ماشین باشد.

بیش‏تر بخش‌های این ماشین به‏صورت مکانیکی بود و تنها بخش برقی آن یک موتور الکتریکی بود که فرکانس دستگاه را بر مبنای هرتز تولید می‌کرد. تعداد بسیار زیادی ورقه‌های کوچک آهنی که با اره‏مویی بریده شده بودند، قسمت اعظم این دستگاه را تشکیل می‌داد. این ماشین به‏وسیله یک نوار پانچ و یک نوار پانچ‏خوان خروجی سیستم از هم مجزا بود و از این لحاظ بسیار شبیه به کامپیوترهای امروزی بود.

کنراد زوس با اختراعش z3در تاریخ دوازدهم مه سال ۱۹۴۱ میلادی، کنراد زوس کامپیوتری را که ساخته بود، در شهر برلین به معرض تماشا گذارد. کنراد، ماشین اختراعی خود را «زی-۳» نام نهاد. کنراد به پژوهشگری ادامه داد و نخستین زبان پروگرام کردن را طراحی کرد و نامش را «پلان کالکول» گذارد. وی جزئیات طراحی این زبان را در سال ۱۹۴۸م منتشر ساخت.

زوس که برای ادامه‏ کار، شرکتی تشکیل داده بود؛ کامپیو‌تر تکمیل‏شده‏ خود به‏نام «زی-۴» را ساخت که نخستین کامپیو‌تر بازرگانی جهان به‏شمار می‌‏آید. شرکت زوس سپس با کمپانی‏های انگلیسی - آمریکایی از جمله آی.بی.‌ام همکار شد. کنراد زوس، دسامبر ۱۹۹۵م در سن هشتاد و پنج سالگی درگذشت.

منبع: خبرگزاری ایمنا



ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٠

آلبرت آبراهام مایکلسونآلبرت آبراهام مایکلسون، فیزیکدان امریکایی و کاشف سرعت نور، در 19 دسامبر 1852 م در خانواده ای آلمانی به دنیا آمد. وی در 2 سالگی به همراه خانواده راهی امریکا شد و پس از طی تحصیلات خود در کالیفرنیا، به دبیری علوم پرداخت.

مایکلسون در این زمان به فیزیک نور علاقه مند شد و درصدد برآمد تا به طریقی، سرعت نور را اندازه بگیرد. وی این کار را بهتر و دقیق تر از دیگران انجام داد و تحقیقات خود را در کشورهای آلمان و فرانسه پیگیری کرد. مایکلسون در نهایت در سال 1878 م در 27 سالگی سرعت نور را برابر با 300 هزار کیلومتر در ثانیه عنوان کرد و این بهترین و دقیق ترین رقمی بود که در اختیار دانشمندان قرار گرفت.

از دیگر کارهای مایکلسون، ساخت دستگاه تداخل سنج یا انتروفرومتر بود که براساس امواج مستقیم نور و انعکاس آن، کار می کرد. این دستگاه که می توانست طول موج نور را اندازه بگیرد، باعث شهرت جهانی مایکلسون شد. موفقیت و ارزش دستگاه تداخل سنج در آن است که می توان طول موج منفرد را در آن واحد اندازه گیری کرد.

آلبرت آبراهام مایکلسون (راست) و آلبرت اینشتین و رابرت اندرو میلیکان (چپ)مایکلسون در سال 1907 م به مناسبت تحقیقات و نظرات مهم و جالبی که در باب نور ارائه داد، به عنوان اولین امریکایی، جایزه فیزیک نوبل را دریافت کرد. همچنین برخی تحقیقات مایکلسون، مقدمه تئوری نسبیت اینشتین بود.

او در سال 1926 م مهمترین آزمایش خود را برای تعیین سرعت نور انجام داد. مایکلسون در هنگام این آزمایش ها دچار بیماری سختی شد اما تا دم مرگ برای به پایان رساندن تجربه اش پافشاری کرد تا این که در 9 می 1931 م در 79 سالگی درگذشت.

منبع: جام جم آنلاین



ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱٧

الکساندر هومبولدفردریش ویلهلم هانریش الکساندر هومبولد جغرافی‏دان معروف آلمانی و پدر جغرافیای نوین در 14 سپتامبر 1769م در برلین در آلمان به دنیا آمد. وی از آغاز جوانی، تحصیلات منظمی نکرد و به رشته‏های گوناگون گرایید. با این حال پس از چندی به گیاه‏شناسی و علوم طبیعی علاقه‏مند شد و از 21 سالگی سفرهای علمی خود را به نقاط مختلف جهان آغاز کرد.

او آزمایش‏هایی درباره جریان برق در عضلات اعصاب انجام داد و از گیاهان و مواد زمینی نمونه‏های فراوانی گرد آورد. هومبولد درباره جریان‏های اقیانوسی در کرانه‏های امریکای جنوبی مطالعه کرد که این جریان هنوز به نام او است. وی درباره آتشفشان‏های امریکا تحقیق کرد و دریافت که امتداد آنها بر خط راست است. همبولد هم‏چنین شدت انحراف مغناطیسی را در مسیری از دو قطب زمین به سوی استوا اندازه گرفت و نسبت تنزل دما با ارتفاع را تعیین نمود.

او سالیانی در ایالات متحده ماندگار شد و درباره آثار تاریخی سرخپوستان تحقیقات پرارزشی کرد. هومبولد در دوران طولانی عمر خود اطلاعاتی وسیع و مدارکی فراوان جمع‏آوری نمود و در هفتاد سالگی، این اطلاعات را در کتابی به نام کیهان انتشار داد. وی در این کتاب کوشیده است تا زمین را از لحاظ کیهانی مورد بحث قرار دهد. این کتاب یکی از جالب‏ترین کتاب‏هایی است که در تاریخ علم نوشته شده است و به عنوان نخستین دایرةالمعارف دقیق و مستند در باب جغرافیا و زمین‏شناسی به شمار می‏رود. مجموعه کتاب کیهان تا جلد چهارمش در زمان خود هومبولد انتشار یافت و جلد پنجم آن پس از مرگش منتشر شد.

کتاب و تحقیقات هومبولد که بر اساس کشف راز چگونگی زمین و جهان استوار بود، باعث گردید که وی را پایه‏گذار جغرافیای نو بدانند. هم‏چنین همبولد را مؤسس دانش ژئوفیزیک دانسته‏اند که به عنوان شاخه‏ای از فیزیک به زمین و پدیده‏های فیزیکی و از جمله تغییرات شتاب جاذبه، زلزله و مانند آن می‏پردازد. فردریش هومبولد سرانجام در ششم مه 1859م در 90 سالگی درگذشت.

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی



ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱٤

بندتو کروچهبندتو کروچه بزرگ‏‌ترین فیلسوف معاصر ایتالیایى در ۲۵ فوریه ۱۸۶۶م در ایتالیا به‌‏دنیا آمد. وی در نوجوانی، خانواده‏اش را در یک زلزله از دست داد و خود نیز دوازده ساعت زیر آوار مدفون ماند. اثر این مسئله، بعد‌ها در شکل‌‏گیری اندیشه او تأثیر نهاد و تا پایان عمر، مخالف هرگونه انقلاب بود. کروچه پس از آن به دانشگاه رم رفت ولی تحصیلات خود را بدون اخذ درجه‏ای‌‌ رها کرد.

او ضمن مطالعه کتابی درباره کارل مارکس، نظریه‏‌پرداز آلمانی، با مقولات فلسفه آشنا شد اما به‌‏دنبال فلسفه‏ای بود که نه برای تخریب که به‌‏دنبال نجات بشریت باشد. به این ترتیب، کروچه تصمیم گرفت که خود به تدوین یک نظام فلسفی بپردازد که مبتنی بر جاه‏طلبی‏های مادی نباشد بلکه بر پایه آرزوهای معنوی آدمی استوار باشد.

کروچه معتقد بود که این بررسی را باید شخصی به‌‏عمل آورد که در جریان امور باشد. هیچ فیلسوف برج عاج‏نشینی که از توفان‏های زندگی در امان و برکنار بوده است نمی‌‏تواند غم کشتی‌‏شکستگی و دل‏افسردگی و نیز شجاعت آدمی را دریابد. کروچه مشتاق آن بود که خویشتن را به وسط توفان بیفکند تا بتواند از نزدیک و از روی مشاهده شخصی، کوشش و ستیز بشریت را مطالعه کند.

کروچه به مدت دو سال وزارت فرهنگ ایتالیا را بر عهده داشت و تلاش نمود تا تجدید حیاتی در اندیشه مردم پدید آورد و سلامت را به دنیای ناسالم بازگرداند. او در دوره دیکتاتوری موسولینی خانه‏نشین شد اما دست از احیا و نشر آزادی برنداشت. وی ارزش‏های حیات را بالا‌تر از ارزش‏های مادی می‌‏دانست و نظریه عدالت را در قالب مفاهیم جدید اقتصادی بیان می‌‏کرد.

کروچه یک‏بار بر ضد فاشیست‏‌ها اعلامیه چاپ کرد درنتیجه، فاشیست‏‌ها خانه‏اش را غارت کردند ولی کاری به فعالیت‏های مطبوعاتی او نداشتند. زیرا معتقدات او کم و بیش فاشیستی بود. فلسفه کروچه پر از تناقضات است. وی از یک طرف آزادی‌‏خواه است و از سوی دیگر فاشیست، از یک سو به خدا حمله می‌‏کند و از دیگر سو، مسیحیت و نهضت مسیحی را بزرگ‏‌ترین انقلاب تاریخ بشریت می‌‏داند چرا که انسان را به راه جدید از زندگی سوق داده است.

کروچه گرچه اعتقاد چندانی به ادیان نداشت اما معتقد بود تا زمانی که دینی دیگر هم‏شأن یا بر‌تر از مسیحیت ظهور نماید، باید مسیحی باقی بماند. وی تا پایان عمر به تعلیم این فلسفه پرداخت که باید دشمنان را دوست گردانید و با راهنمایی آن‏‌ها از نفاق به صلح، به مجازات آن‏‌ها پرداخت. مهم‏‌ترین اثر کروچه، «فلسفه روح» نام دارد که در چهار جلد تحت عناوین زیبایی‏‌شناسی، منطق، فلسفه سلوک و تئوری تاریخ منتشر شد. بندتو کروچه سرانجام در تاریخ بیستم نوامبر سال ۱۹۵۲ میلادی در سن هشتاد و شش سالگی درگذشت.

منبع: خبرگزاری ایمنا



ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱٠

رالف والدو امرسونرالف والدو امرسون، فیلسوف و نویسنده آمریکایی در روز ۲۵ مه ۱۸۰۳ در بوستن ماساچوست زاده شد و در ۲۷ آوریل ۱۸۸۲ در کنکورد ماساچوست درگذشت. امرسون را پدیدآورنده مکتب ترانسندنتال آمریکا می‌دانند.

پدر امرسن کشیشی از فرقه یونیتاریست‌ها بود و هنگامی که رالف والدو ده ‌سال بیشتر نداشت، درگذشت. پس از مرگ پدر، عمه روشنفکر او، خانم "مری مودی امرسن" به‌تعلیم و تربیت وی همت گماشت. امرسن در سال ۱۸۲۵ از دانشگاه هاروارد فارغ‌التحصیل و در سال ۱۸۲۶ موفق به‌دریافت مجوز کشیشی برای تبلیغ فرقه یونیتاری، شد. امرسن در سال ۱۸۲۹ به‌همکاری با کلیسای یونیتاری دعوت گردید و در همان سال با "الن لوییزا تاکر" ازدواج نمود. "الن لوییز" دوسال پس از ازدواج درگذشت.

امرسن پس از مرگ همسرش راهی اروپا شد و طی سال‌های ۱۸۳۲ و ۱۸۳۳ با فلاسفه و ادیبان برجسته اروپایی مانند: توماس کارلایل، ویلیام وردزورث و ساموئل تایلر کلریج آشنا شد. امرسن در این سفر، تحقیقاتی پیرامون ایده‌آلیسم آلمانی و فلسفه هندی به‌عمل آورد که در نگارش‌های بعدی او مؤثر بود. او در زمینهٔ تغییر و تحول در تاریخ هم عقیده با توماس کارلایل بود مبنی بر اینکه تغییر در تاریخ و اجتماع توسط اشخاص بزرگ ایجاد می‌شود نه تودهٔ مردم. او می‌گوید شما شخصیتهای بزرگی را مثل محمد، پیامبر اسلام به من بشناسانید تا تاثیر آنها را درتحول در تاریخ برای شما بازگو کنم.

پس از بازگشت از اروپا در سال ۱۸۳۵ با خانم "لودیا جکسن" ازدواج کرد و در شهر کنکورد اقامت گزید. اولین کتاب او به نام «طبیعت»، در سال ۱۸۳۶ منتشر شد. این کتاب مجموعه‌ای از رسالات کوتاه فرهنگی-اجتماعی است که در آن به ‌تشریح و تبلیغ زندگی بی‌آلایش و سازگار با سرشت انسان و محیط زیست او پرداخته است. تدریس رسالات «دانشمند آمریکایی» در سال ۱۸۳۷ و «خطاب به‌کالج الهیات» در سال ۱۸۳۸، به ‌اخراج وی از دانشگاه هاروارد انجامید. برکناری وی از دانشگاه، سبب شهرت بیشتر و افزایش پیروان او شد. امرسن به عنوان رهبر ترانسندنتالیست‌ها مورد قبول و احترام طرفدارانش قرار گرفت. وی با همکاری آموس برانسن الکوت، مارگرت فولر و هنری دیوید تورو در سال ۱۸۴۰ به‌نشر مجله «میزان» (The Dial)، ارگان ترانسندنتالیست‌ها، به‌عنوان مرکز پرورش و ارتباط عقاید پیشرو ِ متفکران ِ جدی در هر جامعه‌ای، اقدام نمود. این نشریه تا سال ۱۸۴۴ منتشر شد. از سال ۱۸۵۰ به ‌بعد نوشتارهای امرسون با موفقیت بیشتری روبرو شد. مانند: «روش زندگی - ۱۸۶۰» و «جامعه و فرد - ۱۸۷۰».

امرسون استعداد ادبی و دوراندیشی فرهنگی خود را در تقریظ بر کتاب والت ویتمن به‌نام «برگ‌های علف»، به‌ثبوت رساند؛ او درباره ویتمن اشتهار جهانی وی را پیش بینی کرد. امرسن بارها در مقام پیشوای ادبی و مشوق فرهنگی نسل جوان شناخته شده‌است. وی به ‌دانشمندان آمریکایی توصیه می‌کند که خود را از نفوذ عقاید اروپاییان حفظ نمایند. امرسن بانی مکتب جدیدی در فرهنگ آمریکا محسوب شده و آثار او تأثیر به‌سزایی بر مشاهیر رنسانس آمریکایی مانند: والت ویتمن، امیلی دیکنسن، ناتانیل هاوثورن، ادگار آلن پو و هرمان ملویل داشته است.

امرسون به سعدی علاقه زیادی داشت، تا جاییکه نوشته‌های وی را با انجیل حتی مقایسه نمود. امرسون در مدح حافظ شیرازی نیز مقالاتی نوشت.

آثار او عبارتند از:

1836 / روش طبیعت

1837 / «دانشمند آمریکایی»

1838 / «جنگ»

1848 / «اعتماد به‌نفس»

1860 / «روش زندگی»

1867 / «می-دی و داستان‌های دیگر»

1870 / «جامعه و فرد» /«خاطرات» /«نمایندگان بشریت»     

علاوه ‌براین، رسالات بی‌شماری از رالف والدو امرسن با عنوان‌های مختلف ترجمه و چاپ شده‌است.

منبع: ویکیپدیا

 

در ادامه مطلب می توانید زندگینامه دیگری از این فیلسوف و نویسنده بزرگ را مطالعه فرمائید.



ادامه مطلب...
ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٥

فردریش ویلهلم اوستوالد

فردریش ویلهلم اوستوالد (زادهٔ ۲ سپتامبر ۱۸۵۳، درگذشت ۴ آوریل ۱۹۳۲) شیمیدان بزرگ آلمانی در سال ۱۹۰۹ برای کارهایش بر روی کاتالیزور، تعادل‌های شیمیایی و سرعت واکنش، موفق به دریافت جایزهٔ نوبل شیمی شد. از اوستوالد، یاکوبوس هنریکوس وانت‌هوف و سوانت آرنیوس به عنوان پایه‌گذاران تخصص شیمی‌فیزیک یاد می‌شود.

اوستوالد به صورت موروثی به عنوان یک آلمانی-بالتیکی شناخته می‌شود. او در ریگا در خانوادهٔ یک چلیک ساز به دنیا آمد، پدرش گاتفرید اوستوالد و مادرش الیزابت لوکل نام داشت. دو برادر دیگر او اگن و گاتفرید نام داشتند. او در سال ۱۸۷۵ از دانشگاه ترتو در استونی فارغ التحصیل شد و مدرک دکتری خود را نیز در سال ۱۸۷۸ از همان دانشگاه زیر نظر کارل اشمیت گرفت. همچنین اوستوالد از سال ۱۸۷۵ تا۱۸۸۱ در دانشگاه ترتو و از سال ۱۸۸۱ تا ۱۸۸۷ در پلی‌تکنیک ریگا به تدریس پرداخت.

اعتبار ویلهلم اوستوالد به دلیل ایجاد فرایند اوستوالد (ثبت در سال ۱۹۰۲) است. از این فرایند در ساخت اسید نیتریک استفاده می‌شود. البته پایهٔ شیمیایی آن ۶۴ سال پیش توسط کولمن ثبت شده بود. این دست آورد در آن دوران فقط از نگاه علمی مورد توجه قرار گرفت و احتمالا به دلیل نداشتن منابع آمونیاک بود که بیش از آن پیشرفت نکرد. کشف اوستوالد نیز به عنوان یک کشف علمی باقی ماند تا اینکه تلاش‌های فریتش هاربر و کارل بوش در زمینهٔ فرایند تثبیت نیتروژن به نتیجه رسید (کامل شده در سال۱۹۱۱ یا ۱۹۱۳) تا سال ۱۹۰۸ (شش سال پس از ثبت) اوستوالد مشغول گسترش فرایند خود و تجاری کردن آن بود؛ البته در آن دوران شش سال برای کارهای اداری زمان لازم بود تا بتوان برای یک طرح ثبت شده کمک هزینه دریافت کرد.

ترکیب این دو رویداد باعث شد تا طرح او تجاری شود و به تولید انبوه کود و مواد منفجره که در آن دوران به دلیل جنگ جهانی اول به شدت مورد نیاز آلمان بود، برسد. همچنین اوستوالد در زمینهٔ نظریهٔ رقیق سازی نیز فعالیت کرد که به کشف قانون رقیق‌سازی که به نام خودش ثبت شده، منجر شد. قانون اوستوالد در رابطه با عملکرد پلی‌مورف‌ها است. گفته می‌شود نخستین بار واژهٔ مول در سال ۱۹۰۰ از سوی اوستوالد به دنیای شیمی معرفی شده ‌است. او یک مول را برابر با وزن مولکولی یک ماده بر حسب گرم تعریف کرد، که طبق نظر اوستوالد این مفهوم به گازهای ایدآل مربوط می‌شود.

ویلهلم اوستوالد عضو کمیتهٔ بین المللی وزن اتمی نیز بود، اما در پی آمد جنگ جهانی اول این عضویت در سال ۱۹۱۷ پایان یافت و پس از جنگ نیز بازگشتی نداشت. کمیته در گزارش هر سالهٔ خود، در سال ۱۹۱۷ از عبارت‌های غیر معمولی استفاده کرد:

«به دلیل جنگ اروپایی‌ها، کمیته با مشکلات به مراتب بزرگتری در زمینهٔ مکاتبات، روبرو شد. در رابطه با این گزارش از عضو آلمانی کمیته، پروفسور اوستوالد هیچ خبری دریافت نشد. احتمالا سانسور نامه‌ها در آلمان یا در طول مسیر باعث چنین پیش‌آمدی شده‌است. »

اوستوالد علاوه بر کار در زمینهٔ شیمی به بسیاری زمینه‌های دیگر نیز علاقه داشت و در آن‌ها کار مفید می‌کرد، میزان نوشته‌هایی که او از خود برجای گذاشته‌است به حدود چهل هزار صفحه می‌رسد که بخش زیادی از آن‌ها در زمینهٔ فلسفه‌است. همچنین او با جنبش صلح برتا فون زوتنر نیز همکاری می‌کرد.

وی در کنار شیمی به نقاشی نیز علاقه داشت، او رنگ‌هایش را خودش درست می‌کرد و در دهه‌های بعدی زندگی خود در زمینهٔ نظریهٔ رنگ‌ها نیز کار کرد. او چندین مقاله در این زمینه منتشر کرد که دو مورد از آن‌ها عبارتند از: نامه‌هایی به یک نقاش در سال ۱۹۰۴ و چاشنی رنگ در سال ۱۹۱۶. کارهای او در زمینهٔ نظریهٔ رنگ‌ها تاثیرگرفته از آلبرت هنری مانسل بود و او نیز به نوبهٔ خود بر پل کله و اعضای د استایل مانند پیت موندریان تاثیر گذاشت. همچنین او به جنبش زبان بین‌المللی نیز علاقه داشت، برای همین نخست، زبان اسپرانتو و بعدها زبان ایدو را فرا گرفت.

اوستوالد در ۲۴ آوریل ۱۸۸۰ با هلن فون ریهر ازدواج کرد، آن‌ها از این ازدواج صاحب پنج فرزند شدند. اوستوالد در سال ۱۸۸۷ به لایپزیگ رفت و تا پایان عمر همان جا کار کرد. از شاگردان او می‌توان به آرتور ایماس نویز، جورج بردیگ و پاول والدن اشاره کرد. اوستوالد در ۴ آوریل ۱۹۳۲ در بیمارستانی در لایپزیگ درگذشت و در خانهٔ خود در گروسبوتن در نزدیکی لایپزیگ و پس از آن در گورستان بزرگ ریگا به خاک سپرده شد.

برگرفته از: ویکیپدیا



ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٧

آنتونیو اگاس مونیزآنتونیو اگاس مونیز در ۲۹ نوامبر سال ۱۸۷۴ در پرتغال به دنیا آمد، او بعد از تحصیل پزشکی در یکی از دانشگاه‌های پرتغال، در بوردو و پاریس دوره تخصص نورلوژی‌اش را گذراند.

دکتر مونیز، در سال ۱۹۰۲ به درجه استادی رسید، اما در سال ۱۹۰۳ استادی دانشگاه را رها کرد تا وارد سیاست شود، او از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۱۷ عضو پارلمان پرتغال شد و در سال ۱۹۱۸، وزیر امور خارجه پرتغال شد. البته در این دوره، او پزشکی را به کلی کنار نگذاشته بود و ضمن طبابت پاره‌وقت، فیزیولوژی و آناتومی هم تدریس می‌کرد. او در ضمن در سال ۱۹۱۱، استاد نورولوژی دانشگاه تازه‌تأسیس لیسبون شد.

نام دکتر مونیز، به خاطر دو چیز در تاریخ پزشکی جاودانه مانده است: آنژیوگرافی مغز و لوبوتومی.

در سال ۱۹۲۰، او سیاست را رها کرد و فرصت بیشتری برای پرداختن به پزشکی و نویسندگی به دست آورد، در سال ۱۹۲۷ او آنژیوگرافی مغز را پایه نهاد، شیوه‌ای که با آن عروق مغز نمایان می‌شوند و جهت تشخیص و طرح‌ریزی جراحی‌های مغز، شیوه‌ای بنیادی به حساب می‌آید. پایه‌گذاری آنژیوگرافی آنقدر مهم بود، که دکتر مونیز را برای ابداع آن دو بار نامزد جایزه نوبل پزشکی کند.

در سال ۱۹۳۵، او عمل لوبوتومی را روی یک انسان انجام داد و سال بعد گزارش این عمل را طی مقاله‌ای منتشر کرد. در این عمل ارتباط عصبی بخش پیش‌پیشانی مغز یا ناحیه پره‌فورنتال با سایر نقاط مغز قطع می‌شود.

شیوه اولیه انجام این عمل سوراخ کردن جمجمه و تخریب بافت مغز با تزریق الکل بود، اما در سال ۱۹۳۶، دکتر مونیز از یک وسیله جراحی به نام لوکوتوم به جای تزریق الکل استفاده کرد، این ابزار وارد مغز می‌شد و بخش حلقوی انتهای آن در داخل مغز چرخانده می‌شد، تا تخریب بافتی مورد نظر برای قطع راه‌های عصبی انجام شود.

بین سال ۱۹۳۵ تا سال ۱۹۳۶، دکتر مونیز ۲۰ بیمار را مورد لوبوتومی قرار داد. این بیماران طیف گسترده‌ای از اختلالات روانی داشتند: افسردگی، شیزوفرنی، اختلال هراس یا پانیک، مانیا، کاتاتونی و افسردگی دو قطبی.

بر اساس مقاله منتشر شده، یک سوم بیماران پاسخ خوبی به عمل داده بودند، یک سوم نسبتا خوب شده بودند و یک سوم هیچ فرقی نکرده بودند. او نتیجه گرفت که لوبوتومی شیوه‌ای ساده و ایمن در درمان برخی از اختلالات ذهنی است و سود آن بیشتر از تغییر رفتاری و شخصیتی ایجاده شده در این بیماران است.

سرانجام دکتر مونیز، در سال ۱۹۴۹، نه به خاطر ابداع آنژیوگرافی، بلکه به خاطر استفاده از لوبوتومی در درمان سایکوز یا روانگسیختگی برنده جایزه نوبل پزشکی شد. او نخستین پرتغالی بود که برنده جایزه نوبل می‌شد. جالب است بدانید که در سال ۱۹۳۹، یک بیمار که از نتایج درمان توسط او راضی نبود به دکتر مونیز شلیک کرد و او از آن زمان فلج شد و باقی عمرش را روی ویلچر سر کرد.

در سال ۱۹۴۴، مونیز بازنشست شد و باز هم به دنیای سیاست بازگشت و آنقدر در این وادی پیشرفت کرد که تا آستانه رسیدن به ریاست جمهوری پرتغال هم در سال ۱۹۵۱ رسید.

در ۱۳ دسامبر سال ۱۹۵۵، این پزشک که علاوه بر دنیای سیاست و پزشکی، در زمینه قمار هم قهار بود، در ۸۱ سالگی درگذشت.

برگرفته از: 1پزشک

پیشنهاد می کنم برای دانستن بیشتر در مورد عمل لوبوتومی به لینک بالا (1پزشک) مراجعه فرمایید.



ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٠

شارل مسیهشارل مسیه در 26 ژوئن سال 1730 در لوران فرانسه به دنیا آمد. او دهمین پسر از یک خانواده ی ثروتمند با 12 کودک بود. احتمالاً واقعه‌ی ظهور د‌‌نباله‌د‌‌اری بزرگ که شش د‌‌ُم د‌‌اشت و نیز کسوفی حلقوی که د‌‌ر زاد‌‌گاه او معلوم بود‌‌ د‌‌ر علاقه‌ی ایام جوانی او به نجوم تأثیر بسزا د‌‌اشته است. وی د‌‌ر سال 1751 به پاریس مهاجرت کرد‌‌ و به د‌‌لیل خط تحریری زیبایش به استخد‌‌ام منجم نیروی د‌‌ریایی، ژوزف نیکولا ‌‌دلیسل د‌‌رآمد‌‌. نزد‌‌ د‌‌لیسل او به ثبت د‌‌قیق وقایع نجومی که همراه با او رصد‌‌ می‌کرد‌‌ مشغول شد و‌‌ این دقیقا همان مقدمه ای بود که منجر به وجود آمدن فهرست معروف اجرام غیر ستاره ای او شد. مسیه اولین رصدش را به عنوان یک ستاره شناس در سال 1753 آغاز کرد و اولین رصدش هم گذر عطارد بود.

مسیه برای اولین بار دنباله دار هالی را کشف کرد و مسیرش را به تد‌‌قیق ضبط و ثبت کرد‌‌، اما به دلیل دیر رساندن خبر کشف آن به رصدخانه ی مرکزی پاریس افتخار کشف آن به ادموند هالی رسید. مشاهده ی دنباله دار هالی او را برای رصد کردن دنباله دارهای دیگر تشویق کرد که نتیجه ی آن کشف حدود 15 دنباله دار جدید می باشد.

مسیه که با هدف کشف دنباله دارها در رصدخانه مارین مشغول رصد بود، در تاریخ 28 آگوست 1758 بطور کاملا اتفاقی متوجه جرمی در آسمان شد که تصور کرد یک دنباله دار است، اما این جرم مه آلود اصلا حرکت نداشت. این جرم سحابی خرچنگ در نزدیکی ستاره زتا-ثور بود که به عنوان اولین جرم مسیه با عنوان M1 ثبت شد با قدر مجموع 8. مسیه برای این‌که چنین اجرام غیر ستاره ای را با دنباله دارها اشتباه نگیرد شروع به یافتن و فهرست کردن اجرام غیر ستاره ای کرد.

مسیه در سال 1765 فهرستی از 41 جرم غیر ستاره ای را منتشر کرد که از این تعداد 17 یا 18 تای آن را خودش کشف کرده بود و بقیه را ستاره شناسانی دیگر کشف کرده بودند. در مارس 1765 دو سحابی M42 و M43 در جبار، خوشه کندوی عسل M44 در سرطان و خوشه پروین M45 در صورت فلکی گاو با ثبت مسیه به عنوان جرم غیر ستاره ای، تعداد اجرام غیر ستاره ای به عدد 45 رسید. در 1774 این فهرست با تائید آکادمی علوم پاریس منتشر شد.

تا سال 1783 مسیه با همکاری پیر مشن فرانسوی و همراهانش بارناباس اوریانی ایتالیایی و نیکلاوس لاسیا 55 جرم غیر ستاره ای دیگر را ثبت کردند. صدمین جرم فهرست مسیه یکماه پیش از آنکه ویلیام هرشل سیاره اورانوس را کشف کند، ثبت شد. پیر مشین همکار مسیه در طول سال های 1783 تا 1784، سه جرم دیگر را به فهرست مسیه اضافه کرد.

در حدود 140 سال بعد ستاره شناس فرانسوی فلاماریون یک کپی از کاتالوگ 103 جرم غیر ستاره ای مسیه را بدست آورد و با رصد M104 (کهکشان کلاه مکزیکی) در سنبله، تعداد اجرام مسیه را به عدد 104 رساند. در 1947 هلن سایرهوگ ستاره شناس کاناداییM105 ،M106 و M107را رصد کرد. این اجرام را پیش از آن پیر مشین رصد کرده بود اما برای او غیرستاره ای بودن این اجرام نامعلوم بود، برای همین آن ها را در فهرست مسیه ثبت نکرده بود. و اما M108و M109 را چند سال بعد گینگریچ استاد تاریخ نجوم دانشگاه هاروارد رصد کرد و آخرین جرم فهرست مسیه را هم کنت جونز در 1966 به فهرست اضافه کرد که این جرم M110، قمر کوچکتر کهکشان آندرومدا (M31) است.

به این ترتیب فهرست اجرام غیر ستاره ای مسیه کامل شد. اما باید بدانید که اکنون کاتالوگ مسیه تنها کاتالوگ اجرام غیر ستاره ای نیست. در سال های اخیر کاتالوگ هایی مثل NGC و IC تالیف شده اند که بسیار کامل تر از کاتالوگ مسیه هستند. ولی خوب است بدانید که اجرام مسیه هم عضو این دو کاتالوگ مذکور هستند.

در سال 1806، ناپلئون بناپارت، نشان صلیب لژیون د‌‌ونور را به مسیه اعطا کرد‌‌ و مسیه د‌‌ر پاسخ به این کار او، د‌‌نباله‌د‌‌اری را که د‌‌ر سال 1769، سال تولد‌‌ ناپلئون، کشف کرد‌‌ه بود‌‌ به نام ناپلئون خواند‌‌.

سرانجام د‌‌ر نیمه شب د‌‌وازد‌‌هم آوریل سال 1817، شارل مسیه د‌‌ر سن 87 سالگی رخت از د‌‌نیا برکشید‌‌ و د‌‌ر گورستان پر لاشز د‌‌ر پاریس د‌‌فن شد‌‌. منجم هم‌قطار او ژروم د‌‌و لالاند‌‌، د‌‌ر سال 1775 صورت فلکی را به نام او، Custos Messium یا «سَمّاک مسیه» نام نهاد‌‌ه بود‌‌ که شامل ستارگان مرزی قیفاووس و ذات‌الکرسی و زرافه است. بعد‌‌ها د‌‌هانه‌ای را د‌‌ر ماه و سیارکی را هم که د‌‌ر 16 ژانویه‌ی 1996 کشف شد‌‌ه بود‌‌ به نام او نام نهاد‌‌ند‌‌.

او د‌‌ر طول حیات خود‌‌ بیش از چهل د‌‌نباله‌د‌‌ار کشف کرد‌‌ و به همین خاطر د‌‌ر زمان حیات خود‌‌ به این امر بیشتر شهره بود‌‌ و تنها پس از مرگش بود‌‌ که فهرستش، د‌‌یگر کارهای علمی او را تحت‌الشعاع قرار د‌‌اد‌‌. علاقه‌ی او به د‌‌نباله‌د‌‌ارها به حد‌‌ی بود‌‌ که لویی پانزد‌‌هم، پاد‌‌شاه وقت فرانسه، او را «موش د‌‌نباله‌د‌‌ارها» لقب د‌‌اد‌‌ه بود‌‌! [موش د‌‌ر برخی از کشورهای اروپا نماد‌‌ فضولی و سرک کشید‌‌ن است.]

منابع:

گروه نجوم کویپر

فصل نامه فرهنگی هنری جشن کتاب

 

برای دانستن بیشتر در مورد شارل مسیه و فهرست وی و همچنین ماراتن مسیه به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.



ادامه مطلب...
ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٧

کامرلینگ اونساونس، دانشمند بزرگ هلندی، برای پژوهش های ثمربخشش در خواص ماده در دماهای پایین و کشفیاتی از جمله روش مایع کردن گاز هلیوم، برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک سال 1913 شده است.

کامرلینگ اونس در سال 1853 در شهر دانشگاهی گرونینگن در هلند به دنیا آمد، پدرش کارخانه ی کاشی سازی داشت و مادرش زن سخت کوشی بود که همیشه بچه های خود را به تحصیل تشویق می کرد. اونس در 1870 وارد دانشگاه گرونینگن شد و سال بعد مقاله اش درباره ی چگالی بخار در یک مسابقه ی علمی که زیر نظر دانشگاه اوترخت برگزار گردید برنده ی مدال طلا شد.

او از 1871 تا 1873 در دانشگاه هایدلبرگ به تحصیلاتش ادامه داد، او در این دانشگاه یکی از دو دانشجویی بود که اجازه داشتند در آزمایشگاه خصوصی کیرشهف کار کنند. اونس برای گرفتن دکترای خود به دانشگاه گرونینگن بازگشت و در آنجا در 1879 با ارایه ی تزی تحت عنوان یک راه جدید اثبات چرخش زمین، که مورد استقبال گرم اساتیدش قرار گرفت، به دریافت دکترای خود که در آن عبارت ستایش آمیز magna cum laude درج شده بود، نایل آمد.

اونس در 1882 به استادی فیزیک و مدیریت آزمایشگاه فیزیک دانشگاه لیدن رسید و به مدت 42 سال در این سمت باقی ماند، او در این مدت دانشگاه لیدن را به مرکز جهانی پژوهش های مربوط به دماهای پایین مبدل ساخت. اونس برای اثبات درستی تئوری وان در والز درباره ی نحوه ی رفتار گازها تصمیم گرفت اندازه گیری های خود را تا پایین ترین درجات حرارت قابل حصول ادامه دهد و بهترین روش برای تقلیل درجه حرارت یک جسم قرار دادن آن در یک گاز مایع شده است، زیرا این گاز مایع برای تبخیر شدنش از آن جسم حرارت می گیرد. اما برای مایع کردن خود گاز باید آن را متراکم ساخت و تا زیر دمای بحرانی سرد کرد.

اونس برای مایع کردن هلیوم به عنوان سرکش ترین گازها، آن را درون هیدروژن مایع قرار داد، طوری که هیدروژن گرمای لازم برای تبخیر شدنش را از هلیوم بگیرد. او سپس هلیوم سرد شده را به طور ناگهانی منبسط کرد تا درجه حرارت آن یک بار دیگر پایین بیاید. او با به کار گرفتن این روش توانست بخشی از گاز را مایع کند. او در یک روز فراموش نشدنی در سال 1908 گفت: "وقتی دیدم می توانم هلیوم مایع را به دوستم وان در وال، که تئوری اش راهنمای کارم بود، نشان دهم، از فرط خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم."

دوره ی فعالیت های علمی اونس مقارن با یک دوره ی انتقالی در تاریخ فیزیک بود، فیزیک مکانیک عصر نیوتن جای خود را به فیزیک الکترومغناطیس ماکسول داده بود، علاوه بر این که فیزیکدانان اندیشه ی پیوستگی ماده را رها کرده بودند و در آستانه ی باور نسبت به ساخت ذره ای آن بودند. انتصاب اونس به عنوان استاد کرسی فیزیک تجربی در هلند نیز نشانگر اهمیت یافتن روزافزون فیزیک تجربی بود. اونس در 1882 در خطابه ی افتتاحیه ی آزمایشگاه خود در لیدن گفت: "مایلم شعار زیر در بالای در ورودی هر آزمایشگاهی نوشته شود؛ از راه اندازه گیری و آزمایش است که دانش حاصل می شود."

برگرفته از: وب سایت محمد گنجی



ارسال توسط عباس یوسفی
تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢٤

فرانک شروود رولند (Frank Sherwood Rowland) در سال 1927 در شهر دلاوار ایالت اوهایو آمریکا به دنیا آمد.

وی در رشته شیمی تحصیلات خود را در دانشگاه شیکاگو آمریکا به پایان رساند و تحقیقات گسترده‌ای در رشته شیمی و سینتیک شیمیایی اتمسفر انجام داد.

شروود رولند در سال 1995 به همراه ماریو مولینا از مکزیک و پاول کروتزن از هلند «برای کار درباره شیمی اتمسفر به خصوص در مورد شکل گیری و تجزیه ازن» جایزه نوبل رشته شیمی را به دست آورد.

وی توانست به جهانیان ثابت کند تولید مداوم گازهای مخرب ازن می‌تواند این لایه که محافظ انسان در مقابل اشعه فرابنفش خورشید است، را تا چند دهه آینده به طور کامل تخلیه کند.

نبوغ فکری این دانشمند از کودکی مشخص شده بود، به طوریکه وی در سن 16 سالگی وارد دانشگاه شد و به سرعت توانست مدارج علمی را طی کرده و پس از اخذ مدرک دکتری در دانشگاه‌های پرینستون و کانزاس مشغول به کار شد و از سال 1956 میلادی به عنوان مدیر دپارتمان شیمی دانشگاه ایروین کالیفرنیا انتخاب شد.

شروود رولاند، برنده جایزه نوبل شیمی، به دلیل عوارض ناشی از بیماری پارکینسون، در سال 2012 و در سن 84 سالگی درگذشت.

منبع: همشهری آنلاین



ارسال توسط عباس یوسفی