جوزف هنری

جوزف هنری

جوزف هنری نتایج آزمایش های خود را انتشار نداد و بدین ترتیب از مقامی که می توانست در تاریخ علوم الکتریکی به خود و امریکا اختصاص دهد محروم ماند. این استاد علوم در آکادمی آلبانی در ایالت نیویورک به اکتشافاتی در زمینه الکتریسیته القایی و مغناطیس سال ها قبل از مایکل فاراده نایل آمده بود، ولی در اثر تواضع و غفلت به انتشار آن ها موفق نشده بود. عده ای از وطن پرستان افراطی آن روزگار او را خائن به کشور می نامیدند چون در نوشتن آثار خود غفلت کرده بود.

جوزف هنری در 17 دسامبر 1797 در مزرعه کوچکی واقع در نزدیکی آلبانی نیویورک به دنیا آمد. خانواده اش بسیار فقیر بودند و مدت ها از تحصیل محروم ماند. اغلب اوقات خود را صرف کار در مزرعه کرد. به هر صورت او خواندن را آموخت و تمام کتاب هایی را که پیدا می کرد می خواند، مخصوصاً داستان ها و رمان های عاشقانه. در چهارده سالگی او را به آلبانی فرستادند تا در مغازه ای کار کند ولی به دنیای خیالی تئاتر روی آورد و بعد از دو سال هنرمند آماتور بودن، دنیای واقعی علم را شناخت و بدان سو رفت.

جوزف هنری تقاضای ورود به آکادمی آلبانی کرد که خوشبختانه کلاس های شبانه داشت. بعد از هفت ماه تلاش با کمک مدیر آکادمی، که مرد دلسوز و مهربانی بود و به او تدریس می کرد، شرایط لازم برای معلمی را به دست آورد. جوزف روزها برای امرار معاش تدریس می کرد و شب ها در آکادمی آلبانی به تحصیل خود ادامه می داد. اغلب اوقات او صرف تدریس و تحصیل و رفت و آمد بین دانشگاه و مدرسه می شد و وقتی برای انجام کار زیاد نداشت. خوشبختانه در آکادمی آلبانی رشته شیمی دایر شد و جوزف به عنوان دستیار آزمایشگاه مشغول به کار گردید. این کار برای او جالب بود و در این جا هنری می توانست تمام روز با وسایل آزمایشگاه کار کند و برای سخنرانی های استادان وسایل آماده کند و خود نیز آزمایش هایی انجام دهد، در ضمن به مطالعه و تحصیل خود ادامه داد و در رشته ریاضیات و علوم متخصص شد.

هنری دوره تحصیلی در آکادمی آلبانی را به انجام رساند و سپس با بی میلی مجبور شد کاری در «اری کانال» بپذیرد و کار آزمایشگاهی را رها سازد. او به عنوان مهندس نقشه بردار استخدام شد. کار کانال با موفقیت سریع مواجه شد و منافع زیادی از آن راه عاید ایالت نیویورک گردید و در سایر نواحی نیز می خواستند کاری نظیر آن انجام دهند و فعالیت شروع شد. مشاغل زیادی با درآمد هنگفت برای جوزف در این زمینه وجود داشت ولی در سال 1826 در سن بیست و نه سالگی تمام آن کارها را رها کرد و به تدریس علوم و ریاضیات در آکادمی آلبانی مشغول شد.

برنامه تدریس او بسیار دشوار بود ولی او در تدریس رشته خود معروف بود. او جوانی بود خوش اندام، موبور، چشم آبی و با سلامت کامل در اثر کار کردن در هوای آزاد. چون در آزمایشگاه کار کرده و در اثر کار در تئاتر تسلط بر کلام یافته بود کلاس درسش جالب و گیرا می شد. زمستان ها او به دانشجویان تدریس می کرد و ایام تعطیلات و تابستان با استفاده از فرصت به تحقیقات علمی مشغول می شد.

در انگلستان شخصی به نام ویلیام سترجن آهن ربای الکتریکی را اختراع کرده بود. او میله آهن نرمی را به شکل نعل اسب درآورده بود. روی میله را با لعابی پوشانده و لایه ای از سیم مسی دور آن پیچیده بود. جریان الکتریکی پس از عبور از سیم، میله آهن را مغناطیس می کرد. میله آهن ربای الکتریکی سترجن می توانست 05 /4 کیلوگرم آهن نرم را نگه دارد. هنری آهن ربای الکتریکی سترجن را از نو ساخت و تغییراتی در آن داد. او سیم را با عایق ابریشمی پوشاند و چند دور سیم به آن پیچید بدون این که احتمال خطر اتصال بین دور سیم ها باشد. آهن ربای او می توانست 1035 کیلوگرم را نگه دارد.

ساختن الکترومغناطیس هنری را به این فکر انداخت که مغناطیس را به الکتریسیته تبدیل کند. او یک حلقه سیم عایق به دور آهن نرمی پیچید و دو سر آن را به یک گالوانومتر وصل کرد بعد میله آهن ربا را بین قطب های یک الکترومغناطیس (آهن ربای الکتریکی) قرار داد. با علامتی دستیارش سیم پیچ آهن ربای الکتریکی را به باتری متصل کرد. هنری به گالوانومتر توجه کرد و دید که عقربه گالوانومتر وجود مقداری الکتریسیته را نشان داد و بعد به صفر برگشت. بعد سیم پیچ را از جریان الکتریکی قطع کرد و دید گالوانومتر دوباره ایجاد الکتریسیته را در سیم پیچ دوم نشان داد منتهی در جهت عکس. هنری اصل الکتریسیته مغناطیسی القایی را کشف کرده بود ولی آن را انتشار نداد و فاراده نظر او را عرضه کرد و افتخار و شهرت کسب نمود.

جنبه دیگری در این امر بود که فاراده به کشف آن موفق نشد و آن پدیده خود القایی بود. خوشبختانه افتخار کشف آن در سال 1829نصیب جوزف هنری شد. هرگاه از سیم پیچی جریان الکتریسیته بگذرد در اطراف آن میدان مغناطیسی ایجاد خواهد شد. وقتی جریان الکتریکی را قطع کنیم میدان مغناطیسی ایجاد خواهد شد. وقتی جریان الکتریکی را قطع کنیم میدان مغناطیسی از بین می رود و در اثر این سقوط، ولتاژی در سیم پیچ تولید می شود. تغییر میدان مغناطیسی که نتیجه تغییر جریان است ایجاد ولتاژی می کند و سیم پیچ در واقع ولتاژی در خود القا می کند که بدان خودالقایی می گویند.

در آن هنگام که هنری در آلبانی مشغول آزمایش بود و یقین داشت که از نظر پیشرفت های علمی سال ها جلو افتاده است فاراده نیز در لندن سرگرم آزمایش بود. در سال 1832 فاراده نتیجه تحقیقات خود را چاپ کرد و بر هنری پیروز شد؛ اطمینان خاطر هنری در این مسابقه علمی چندان به نفع او تمام نشد.

با وجود این هنری، به تشویق دوستانش، تعدادی از مقالاتش را برای چاپ در مجله علمی آمریکا آماده کرد. این مقالات و نیز تحقیقات علمی که مبنای این مقالات بود سبب شد که هنری به مقام استادی در دانشگاه پرینستن نایل آمد. وی مدت چهارده سال از 1832 تا1846 در پرینستن به تدریس و تحقیق پرداخت.

از هر کسی نام مخترع تلگراف را بپرسید خواهد گفت: «سمیوئل فینلی بریز مورس»؛ اما جوزف هنری سال ها قبل از مورس مدل های جالب و قابل استفاده ساخته بود که در فاصله 6/ 1 کیلومتر کار می کرد. او سپس دستگاه رله الکتریکی را اختراع کرد و ثابت کرد که با استفاده از آن می توان علایم مخابراتی را چندین بار تکرار کرد. رله الکتریکی امروز بسیار معمول است و اگر چه میلیون ها دستگاه رله الکتریکی ساخته اند ولی اساس و مبنای کار، همان دستگاه هنری است. روش قدیم و جدید با تمام تغییرات جزیی بر این اصل است که یک مغناطیس الکتریکی یک قطعه آهن ربایی که آرمیچر نامیده می شود جذب می کند که در آن حالت مدار الکتریکی را می بندد. جوزف هنری دستگاه تلگرافی را که اختراع کرده بود به مورس و چارلز ویتستون، بانی تلگراف انگلیسی، نشان داد.

اگر عادلانه قضاوت شود دستگاه تلگراف امریکا تا حدود زیادی نتیجه زحمات خستگی ناپذیر مورس بود. دستگاه هنری عبارت بود از یک سویچ و یک زنگ.

مورس عقیده داشت که مکانیسم خودکاری باید به کار برد تا انتقال مخابرات به دقت انجام گیرد و پیام ها مدام ثبت گردد. او دستگاه پیچیده ای ساخت و موفق شد که علایم خط و نقطه را روی نوار کاغذی ثبت کند و سپس آن ها را به زبان معمولی ترجمه کرد. در مدت کوتاهی کارکنان مخابرات توانستند صداهایی را که دریافت می کردند بخوانند و به تدریج مکانیسم پیچیده متروک شد و اساس تلگراف همان زنگ و سویچ جایگزین آن گردید.

در سال 1842، یعنی پنجاه سال پیش از تجربیات هاینریش هرتس، پروفسور هنری به نحوه انتقال و دریافت امواج رادیویی پی برد. او در آزمایشگاه بین دو سیمی که 9 متر از هم فاصله داشتند جرقه الکتریکی ایجاد کرد و دید که دیگری با آهن ربایی کردن سوزنی خاصیت گیرندگی پیدا کرد با این که به الکتریسیته متصل نبود. اما این دفعه در مسابقه علمی چنان جلو افتاده بود که دنیا از درک نتایج آزمایش های او عاجز بود.

شیمی دان و معدن شناس انگلیسی، جمیز سمیشسن، که اصلاً امریکا را ندیده بود، ثروتی معادل نیم میلیون دلار از خود باقی گذاشت که از آن یک مؤسسه علمی بسازند. این پول به موجب تصویب کنگره در سال 1846 سبب ایجاد مؤسسه سمیشسونین شد. این بنا که در واشینگتن واقع شده علاوه بر این که مرکز تحقیقات علمی است به موزه شباهت دارد. جوزف هنری اداره امور این مؤسسه را به عهده گرفت و تا آخر عمرش، یعنی تا سال 1878، در این سمت باقی بود. ساختمان سمیشسونین، که مورد توجه هر مسافری قرار می گیرد، به همت جوزف هنری در سال 1852 به اتمام رسید. هنری اداره هواشناسی تأسیس کرد و اطلاعاتی که بیش از پانصد نفر ناظر از سراسر کشور مخابره می کرد جمع آوری نمود و نقشه های هواشناسی چاپ کرد و پیشگویی هایی در هواشناسی نمود. رصدخانه این سازمان، مطالعاتی درباره خورشید انجام داد و هنری توانست درجه حرارت نسبی لکه های خورشید را تعیین نماید او ثابت کرد درجه حرارت آن ها کمتر از مناطق اطراف خورشید است.

نام جوزف هنری همیشه زنده خواهد بود چون در اندازه گیری الکتریکی بخش مهمی است که به مقدار وسعت میدان مغناطیسی و مقدار الکتریسیته لازم برای ایجاد آن میدان مربوط می شود این اندازه گیری را القا و واحد آن را هنری نامیده اند.

منبع: کان، فیلیپ؛ (1389) دانشمندان بزرگ، ترجمه سید مهدی امین و عباسعلی رضایی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

برگرفته از: راسخون

/ 5 نظر / 100 بازدید
hiva

سلام, واقعن که از مطلبتون استفاده کردم, کلن بهتون تبریک میگم خیلی سایتتون معرکس , جدن لذت می برم از سایت خوبتون و مطالب زیباتون هیوا آرامش از نیاوران تهران

گروه فرهنگی شهید دلاور اومالی

با سلام و احترام از:گروه فرهنگی شهید دلاور اومالی به : مدیر وبلاگ «آدمای گنده » موضوع : درخواست تبادل لینک با عرض سلام لطفا با درخواست تبادل لینگ موافقت نمائید وماالنصر الا من عندالله العزیز الحکیم شادی روح امام و شهدا صلوات

گروه فرهنگی شهید دلاور اومالی

با سلام و احترام از:گروه فرهنگی شهید دلاور اومالی به : مدیر وبلاگ «آدمای گنده » موضوع : درخواست تبادل لینک با عرض سلام لطفا با درخواست تبادل لینگ موافقت نمائید وماالنصر الا من عندالله العزیز الحکیم شادی روح امام و شهدا صلوات

عشق ماندگار

سلام وبت جالب بود اگر عاشقی اگر می خواهی به احساست مسیر عاشقی را نشان بدهی به وبلاگ یک نویسنده ی بزرگ سر بزن انگار همه ی عشق های دنیا در وجود این نویسنده جمع شده به دوستانت هم بگو مطالبش را بخوانند محشره به خدا من به هر کی گفتم تأییدم کرده تونستی لینکش کن چون خیلی طرفدار داره ممنون